پیامدهای رویارویی آمریکا و ایران برای افغانستان
تنشهای سیاسی میان ایران و ایالات متحده، زمانی یک پلۀ دیگر بالا رفت که ایران در ۲۰ جون یک طیارۀ بیسرنشین امریکایی را سرنگون ساخت؛ اندکی پس از آنکه واشنگتن این کشور را به حمله بر نفتکشها در نزدیکی خلیج عمان متهم کرده بود. دونالد ترمپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بعداً ادعا کرد که دستور حملۀ تلافیجویانه به ایران را صادر نموده بوده، اما پس از آگاهی از آمار احتمالی تلفات، در تصمیم خود تجدید نظر کرده است. با این حال، ترمپ احتمال واکنش تهاجمی در آینده را رد نکرد و ایالات متحده دیروز موج جدیدی از تحریمها را بر ایران وضع نمود. هرگونه رویارویی میان دو کشور که موجب اختلال در عبور و مرور از تنگۀ هرمز گردد، پیامدهای چشمگیری برای افغانستان، منطقه و فراتر از آن در پی خواهد داشت.
تنگۀ هرمز که از نظر ستراتیژیک اهمیت دارد، گذرگاهی به پهنای ۲۴ کیلو متر میان عمان و ایران است و نه تنها برای کشورهای حاشیۀ خلیج فارس، بلکه برای کشورهای فراتر از منطقه نیز یک مسیر حیاتی به شمار میرود. حدود ۴۰ درصد نفت مورد معاملۀ جهانی از این آبراه عبور میکند. کشورهای بزرگ تولیدکنندۀ نفت در اطراف خلیج فارس از جمله قطر، کویت، ایران و بحرین تمام صادرات نفتی خود را از تنگۀ هرمز ترانزیت میکنند، در حالی که ۹۰ درصد صادرات نفت عربستان سعودی نیز از این تنگه میگذرد. این امر، این گذرگاه را به یکی از مهمترین نقاط گلوگاهی در جهان تبدیل کرده است.
روابط متشنج آمریکا و ایران، افزایش احتمال برخورد و فشار فزایندۀ مداوم بر ایران، پیامدهای خاص و قابلتوجهی برای افغانستان دارد. این کشور محاط به خشکی، با اتکا بر کنوانسیونهای بینالمللی و توافقنامههای دوجانبه، از لحاظ تاریخی به پاکستان بهمثابۀ یک مسیر ترانزیتی وابسته بوده است. با این حال، به دلیل روابط بیثبات سیاسی میان دو کشور، مناسبات ترانزیتی و تجاری همواره پرآشوب باقی مانده است.
در سالهای اخیر، تجارت ترانزیتی افغانستان بهعنوان یک مسیر بدیل، به بندرعباس در ایران منتقل شده است. برآوردها نشان میدهد که سهم تجارت ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان، که در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹ معادل ۶۰ درصد بود، در سال ۲۰۱۶ به کمتر از ۳۰ درصد کاهش یافته، در حالی که سهم تجارت افغانستان از مسیر ایران در همین بازۀ زمانی، از حدود ۲۰ درصد به ۴۰ درصد افزایش یافته است. افغانستان در اقدامی بیسابقه، حتی در تلاش است تا خط کشتیرانی خود را برای انتقال کالا از مسیر ایران ایجاد کند. با آنکه به افغانستان در جریان تحریمهای تازۀ وضعشده از سوی ایالات متحده، معافیتهایی برای خرید نفت از ایران داده شده، اما تلاشهای اساسی ترانزیتی این کشور به شدت آسیبپذیر است، زیرا در صورت وخامت اوضاع، هیچ معافیتی نمیتواند راهگشا باشد.
برنامههای توسعوی آینده نیز با خطر از مسیر خارج شدن روبرو هستند. دو بندر رقیب، گوادر در پاکستان که توسط چین انکشاف مییابد و چابهار که مشترکاً توسط هند و ایران توسعه داده میشود، در نزدیکی تنگۀ هرمز موقعیت دارند. در حالی که چابهار بهعنوان دروازهای برای دسترسی هند به افغانستان و آسیای مرکزی عمل میکند، پس از بهرهبرداری کامل، بهعنوان یک شریک، مسیر ترانزیتی و مزایای انحصاری ترانزیتی و تجاری را نیز برای افغانستان فراهم خواهد ساخت. با این حال، پیشرفت این بندر از زمان آغاز پروژه، به شدت تحت تأثیر تشدید تنش میان آمریکا و ایران قرار گرفته است. در این میان، سقوط مداوم اقتصادی ناشی از تحریمها، ظرفیت ایران را برای مشارکت در توسعۀ برنامهریزیشدۀ بندر محدود کرده است. از این رو، هرگونه رویارویی احتمالی، پیشرفت چابهار را بیش از پیش تضعیف خواهد نمود.
افغانستان باید از وضعیت موجود درس مهمی بیاموزد. تغییر مسیر تجارت ترانزیتی به سوی بندرعباس ایران، نتیجۀ تسهیلات ضعیف، اقدامات امنیتی طاقتفرسا، سیستم ناکارآمد مدیریت خطر و اخذ هزینههای گزاف از سوی مقامات پاکستانی بود. این روند پس از بهبود روابط ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۵ شدت بیشتری گرفت. در همین حال، رئیسجمهور افغانستان، اشرف غنی، پروژههای دهلیزهای ترانسپورتی منطقهای، بهویژه چابهار و لاجورد را به ارث برد. در حالی که راه درازی تا عملیاتیسازی کامل هر دو پروژه باقی مانده، رئیسجمهور افغانستان این تغییر مسیر تجاری را بهعنوان یک دستاورد بزرگ معرفی میکند و در چارچوب دستورکار عوامگرایانۀ خود، این گونه القا میسازد که افغانستان دیگر برای ترانزیت به پاکستان وابسته نیست.
اما اوجگیری اخیر تنشها نشان میدهد که اتکای بیش از حد به ایران برای تجارت ترانزیتی افغانستان نیز خطراتی در پی دارد. در عوض، اکنون زمان آن فرا رسیده که بار دیگر برای حل مشکلات میان کابل و اسلامآباد تلاش شود. موافقتنامۀ تجارت ترانزیتی افغانستان و پاکستان (APTTA) در سال ۲۰۱۰ امضا شد و بنا بود در صورت نیاز و توافق دو طرف، ظرف پنج سال مورد بازنگری قرار گیرد. بندهای کلیدی در این موافقتنامه ناعادلانه و سختگیرانه بود و تجارت ترانزیتی را برای افغانستان دشوار میساخت. مذاکرۀ مجدد بر سر این موافقتنامه و تضمین یک مسیر هموار تجاری و ترانزیتی برای افغانستان، جهت کاهش هرگونه شوک احتمالی به تجارت ترانزیتی از مسیر ایران، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
با توجه به اهمیت سیاسی و اقتصادی تنگۀ هرمز و پیامهایی که از واشنگتن صادر میشود، رویارویی طولانی و شدید در آیندۀ نزدیک، به طرز نگرانکنندهای محتمل به نظر میرسد. و چهبسا اوضاع میان دو کشور بدتر نیز بشود. هرگونه وقفه در کشتیرانی از طریق تنگۀ هرمز و تشدید بیشتر تنشها میان آمریکا و ایران، قطعاً منافع افغانستان، منطقه و فراتر از آن را تحت تأثیر قرار خواهد داد.