کنفرانس قلب آسیا؛ رویکردی برای التیام قلب منطقه
کنفرانس قلب آسیا بخشی از روند قلب آسیا – استانبول در زمینه امنیت و همکاریهای منطقهای برای تأمین امنیت افغانستان است. این روند بهگونه مشترک از سوی افغانستان و ترکیه در ماه نوامبر سال ۲۰۱۱ در شهر استانبول راهاندازی شد تا کشورهای واقع در منطقه قلب آسیا و کشورهای همجوار آن را تشویق کند که نقش مثبت و سازندهای در تأمین ثبات و رفاه افغانستان ایفا کنند. این روند با هدف ایجاد یک مجمع منطقهای برای گفتوگو، بررسی چالشهای مشترک و تلاش برای یافتن راهحلهای مشکلات منطقهای طراحی شده است. در این روند، چهارده کشور عضو و اشتراککننده حضور دارند که از جمله میتوان به افغانستان، چین، روسیه، ایران، پاکستان و هند اشاره کرد. از زمان آغاز این روند، چهار کنفرانس به ترتیب در ماههای جون ۲۰۱۲، اپریل ۲۰۱۳، اکتوبر ۲۰۱۴ و دسامبر ۲۰۱۵ در شهرهای کابل، آلماتی، بیجینگ و اسلامآباد برگزار شدهاند.
منطق و ضرورت ایجاد روند استانبول بر سه اصل اساسی استوار بود. نخست، خروج نیروهای بینالمللی از افغانستان و کاهش سطح حضور و کمکهای جامعه جهانی پس از سال ۲۰۱۴، پرسشهای جدی را در مورد آینده افغانستان مطرح کرده بود. از اینرو، نیاز بود تا افغانستان در اقتصاد منطقهای ادغام شود و روابط خود را با کشورهای همسایه و قدرتهای منطقهای بهبود بخشد. دوم، این روند به افغانستان فرصت داد تا در یک چارچوب منطقهای نقش رهبریکننده داشته باشد و بتواند اولویتها و آجندای مورد نظر خود را تعیین کند. سوم، مشکلاتی که افغانستان با آنها مواجه است، صرفاً محصول شرایط داخلی این کشور نیستند، بلکه آثار و پیامدهای آنها متوجه سایر کشورهای منطقه نیز میشود. بنابراین، رسیدگی به این مشکلات مستلزم همکاری و هماهنگی منطقهای است.
از لحاظ عملکرد، روند قلب آسیا بسیار آهسته پیش رفته و نتوانسته است نفوذ و تأثیرگذاری مورد انتظار را از خود نشان دهد. بخشی از این مسئله ناشی از سیاست خارجی غیرشفاف حکومت حامد کرزی و نبود اراده سیاسی لازم در سطوح عالی رهبری برای تقویت این روند بود. افزون بر آن، انتخابات ریاستجمهوری افغانستان و تحولات پس از سال ۲۰۱۴ نیز سبب شد که کشورهای اشتراککننده نسبت به آینده این روند با تردید و ابهام مواجه شوند. از سوی دیگر، ماهیت ژئوپولیتیکی منطقه بسیار پیچیده است و برخی از کشورهای کلیدی اشتراککننده دارای آجنداها و منافع متضاد هستند که این امر نیز روند پیشرفت آن را کند ساخته است. برای نمونه، پاکستان از حضور هند در این روند رضایت نداشت، در حالیکه چین، ایران و روسیه این روند را ابزاری برای گسترش نفوذ ایالات متحده امریکا در منطقه تلقی میکردند.
با وجود پیشرفت کند، روند قلب آسیا از زمان تأسیس خود دستاوردهای مهمی نیز داشته است. این روند تاکنون تنها مجمع منطقهای بوده است که افغانستان رهبری آن را بر عهده داشته و توانسته است آجندای منطقهای خود را در آن مطرح کند. همچنین، این روند فرصت مناسبی را برای گشایش دروازههای تعامل و همکاری میان کشورهایی فراهم ساخته است که پیش از آن برقراری چنین تعاملاتی برای آنها دشوار بود. علاقه و توجه کشورهای منطقه به این روند نیز افزایش یافته است؛ چنانکه میزبانی کنفرانس سال ۲۰۱۴ توسط چین و اشتراک تمامی اعضا در سطح مقامات ارشد دولتی، بیانگر اهمیت روزافزون آن است. در چارچوب این روند، تدابیر اعتمادسازی نیز ایجاد شدهاند که شامل مدیریت حوادث و بلایای طبیعی، مبارزه با تروریزم، مبارزه با مواد مخدر، تجارت، سرمایهگذاری، زیربناهای منطقهای و آموزش میباشند. این تدابیر نقش مهمی در ایجاد اعتماد متقابل میان کشورهای عضو ایفا کرده و زمینه تبادلات و همکاریهای تخنیکی میان مردم و نهادهای کشورهای منطقه را فراهم ساختهاند.
کنفرانس اخیر قلب آسیا در اسلامآباد در مقطع زمانی بسیار حساس و مهمی برگزار شد؛ زمانی که افغانستان در حال عبور از مرحله انتقال سیاسی، امنیتی و اقتصادی بود. روابط افغانستان و پاکستان پس از آنکه مذاکرات صلح با طالبان، که با میانجیگری پاکستان صورت گرفته بود، به دلیل افشای خبر مرگ ملا محمد عمر در پاکستان ـ دو سال پیش از اعلام رسمی آن ـ متوقف شد، به شدت تیره و پرتنش شده بود. متعاقب آن، سلسلهای از حملات مرگبار در کابل و سایر ولایات کشور رخ داد و حکومت افغانستان پاکستان را به حمایت از گروههای تروریستی و فراهمسازی پناهگاههای امن برای آنان متهم کرد. به همین دلیل، حکومت افغانستان در ابتدا تمایلی برای اشتراک در این کنفرانس نداشت، اما در نهایت رئیسجمهور افغانستان با توجه به اهمیت این نشست برای آینده افغانستان، حضور خود را در آن تأیید کرد.
رئیسجمهور افغانستان در پاکستان با استقبال گرم و غیرمنتظرهای روبهرو شد و با نخست وزیر پاکستان و لوی درستیز ارتش این کشور دیدار کرد. وی در سخنرانی خود از نقش پاکستان در میزبانی میلیونها مهاجر افغان طی سالهای گذشته قدردانی نمود. با این حال، او بهصراحت به اقدامات خشونتبار تحریک طالبان پاکستان (TTP) و انتقال عناصر تروریستی به افغانستان پس از عملیات نظامی پاکستان اشاره کرد. وی تأکید نمود که افغانستان به نمایندگی از کل منطقه در حال مبارزه با تروریزم است و خواستار تلاشهای هماهنگ و مشترک برای تأمین امنیت منطقه شد. رئیسجمهور افغانستان همچنین در پاسخ به موضع مثبت نواز شریف در مورد حاکمیت ملی افغانستان، از احتمال ازسرگیری گفتوگوهای جامع میان دو کشور خبر داد. در بخش دیگری از سخنان خود، وی به نقش افغانستان در همکاریها و توسعه منطقهای اشاره کرده و پیشرفت پروژههای بزرگ اقتصادی در سال ۲۰۱۵ را برشمرد. این پروژهها شامل خط لوله انتقال گاز ترکمنستان–افغانستان–پاکستان–هند (TAPI)، بندر چابهار، پروژه خط آهن ترکمنستان، خطوط انتقال برق و ایجاد زونهای اقتصادی بودند.
دومین نکته برجسته این کنفرانس، حضور سوشما سواراج، وزیر امور خارجه هند، بود. روابط هند و پاکستان در آن زمان به دلیل اختلافات بر سر خط کنترول، مسئله کشمیر و اختلاف نظرها در مورد میکانیزمهای همکاری دوجانبه، با تنشهای قابل توجهی مواجه بود. این کنفرانس فرصت مناسبی را برای گفتوگو میان دو کشور و کاهش تنشهای موجود فراهم ساخت. سوشما سواراج در دیدار دوجانبه خود با نواز شریف و سرتاج عزیز، مشاور نخست وزیر پاکستان، با پیشنهاد پاکستان مبنی بر پیشبرد مذاکرات بر اساس آجندای پیشنهادی این کشور موافقت کرد؛ موضوعی که هند پیشتر با آن مخالفت کرده بود. وی همچنین اعلام کرد که نخست وزیر هند در سال ۲۰۱۶ به پاکستان سفر خواهد کرد؛ اقدامی که از اهمیت سیاسی ویژهای برخوردار بود.
در مورد افغانستان، وزیر امور خارجه هند بر تعهد قاطع کشورش در حمایت از افغانستان در مبارزه با تروریزم و تقویت ظرفیتهای نیروهای امنیتی افغان تأکید کرد. وی اظهار داشت که حکومت هند علاقهمند است به توافقنامه تجارت ترانزیتی افغانستان و پاکستان(APTTA) بپیوندد و آمادگی رسمی خود را در این زمینه اعلام کرده است تا بازارهای هند بتوانند دسترسی مستقیمتری به افغانستان داشته باشند. گفتنی است که در حال حاضر، کالاهای افغانستان میتوانند از طریق پاکستان به هند صادر شوند، اما کالاهای هندی اجازه عبور از خاک پاکستان به مقصد افغانستان را ندارند. سوشما سواراج همچنین به پیشرفت پروژه ساخت بندر چابهار در جنوبشرق ایران اشاره کرد و آن را گامی مهم در راستای تقویت تجارت و اتصال اقتصادی منطقه دانست.
پنجمین کنفرانس قلب آسیا فرصتی ارزشمند برای کاهش تنشها و بهبود روابط میان کشورهای کلیدی منطقه بود. روند گفتوگو میان افغانستان و پاکستان که در ماههای اخیر با وقفه مواجه شده بود، اکنون پس از مذاکرات موفقیتآمیز میان دو کشور، نشانههایی از ازسرگیری را به نمایش گذاشته است. این کنفرانس همچنین فرصتی را برای افغانستان فراهم ساخت تا بار دیگر نقش و تعهدات خود را در زمینه همکاریهای منطقهای و توسعه اقتصادی برجسته سازد. پس از برگزاری موفقانه کنفرانس همکاریهای اقتصادی منطقهای برای افغانستان (RECCA) و نشست مقامات ارشد، برگزاری این کنفرانس را میتوان یکی دیگر از اقدامات مثبت حکومت وقت افغانستان در مسیر ادغام اقتصادی و گسترش همکاریهای منطقهای دانست.